عاشق خنده هاتم عزیزم همیشه بخند





موضوع :
شنبه 25 خرداد 1392 |

ناز گل مامان سلااااام

ببخش که خیلی کم میام عزیز دلممممم

اومدم یه خبر خیلی خوب بهت بدم

قراره تا 5 ماه دیگه صاحب یه برادر کوچولوی نازنازی مث خودت بشی و از این بابت خیلی خیلی خوشحالی خوشگلم و هر روز یه اسم جدید برای نی نی انتخاب میکنی....

سر فرصت حسابی میام و از اتفاقات اخیر می گم برات

بووووووس





موضوع :
پنجشنبه 17 ارديبهشت 1394 |

سلاااااااااااااام بر دخملک سه ساله ی خودمممممممممممم

عزیز مامانی تولدت مبارک فرشته ی مهربونمممممممممممم

امروز تقریبا 2 هفته ست که 3 ساله ت تموم شده و وارد چهار سالگی شدی

مث همیشهههه بازم باید بگم انقدر دیر به دیر وبت رو اپ می کنم یادم میره چی بنویسم و از چیا بگممممممم

عکساتو و میذارم با کمی توضیحححححح.فک کنم 3 ماهی هست ننوشتم برات ولی عکسایی که ازت میگیرم اونایی که برای وبت انتخاب میکنم تو یه فولدر جدا میریزم که حداقل با عکسات کمی بتونم بنویسم هههههههه

 

 

اولین کاردستی شما تو مهد کودک به کمک خاله شبنم

 

بدون شرححححححححححححححححح

 

پاییز امساااااااااااال و جاده چالوس

شب یلدااااااا امسال چون از مسافرت اومده بودیم و شبش هم مهمون بودیم به یه کیک بسنده کردیم و لباس هندونه ای دخملی

سفر دبی که تو تعطیلات ژانویه رفته بودیم و همه جا پر بود از پاپانوئل و جشن و حسابی کیف کردی

و به هر بابانوئلی که که میرسیدی دوست داشتی باهاش عکس بگیری

سفر کوتاه و خیلییییییییییییی خوبی بود

تولد بنیتا و برسام خوشگل که بیش تر از همیشه رقصیدی و کیف کردی و به من و بابا جون هم خیلی خوش گذشت

تم تولد این دو تا خوشگل هم رنگین کمان بود و همه جا خیلی خوشرنگ و همه لباسااااااااا شاد و رنگی


 

8 دی و روز تولد دختر خوشگل و نازم یه کیک کوچولو برات گرفتیم و مهمونامون هم خاله اقدس و نیلو جون و مامان جونی بود و روزش با هم رفتیم پیش دکترت برای چکاپ و از دکتر کادو گرفتی و قبلش هم تو مهدتون به مناسبت زمستون جشن گرفتن و عمو موسیقی و ننه سرما اوردن براتون و خوراکی و جایزه و کلی کیففففف برای شما

بعدش هم با هم رفتیم گردش و اون اشپزخونه ای که قول داده بودم برات گرفتم بابا جونم برای گل دخترش شب که خونه اومد یه گل خوشگللللللل خریده بود

12 دی ماه و جشن تولد زنبورک خوشگل مااااااااااااااااااا

مهمونامون 60 نفر بودن و به خاطر کمبود جا تو یه رستوران سنتی تولدت رو گرفتیم و مث همیشه و همه ی جشن هامون خیلی خوب بود و خدا رو شکر به همه خیلی خوش گذشت

تم تولد امسالت زنبور بود و لباست رو دادم برات دوختن و خیلی خوشگل بود و بهت میومد و کیکت هم زنبور و یه کم تزئینات زنبوری و همه ی مهمونای عزیزمون هم تقریبا تم رو رعایت کرده بودن و لباس زرد و مشکی پوشیده بودن

عکس شام رو متاسفانه ندارمممممممم هم سرم شلوغ بود و هم اینکه به صورت پرسی سرو شد

ولی در کل جشن تولدت بسیااااااااااااااار عالی بود

 

تولد کیان جون که جشنش یه شب قبل جشن تولدت بود

تم تولد کیان جون ماه و ستاره بود که خاله نگین با ذوق و سلیقه مث همیشه سنگ تموم گذاشته بود و همه چی واقعااااااااااااااااااا زیبا و عالی بود و یه روز خیلی خوب

 

 

عسکااااااااااااااااااااااا تموم شد

دوست دارم نازنینممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

 





موضوع :
دوشنبه 22 دی 1393 |

سلااااااااام عزیز مامانی

قربون گل دخترم برم من که هر روز ماه تر و خانوم تر و بزرگ تر میشه و خدا رو شکر می کنم که شاهد اینهمه زیبایی وصف نشدنی هستم.

جونم برات بگه که عسل مامانی یه ماهه که میره مهد کودک و خیلی هم خوشحالی و دوستات و خانوم مربی ت خاله شبنم رو دوست داری..

روز اول که رفتیم مهد و شما رفتی داخل کلاست پشت در منتظر موندم تا بهونه مامانی رو بگیری و بیای بیرون اما هیچ خبری از گل دخملی مستقلم نشد که نشد موقع اومدنم می گفتی هنوز خونه سازی بازی نکردم نمیامسوالبوس

نقاشی خوشگلم کلی پیشرفت کرده و به بازی های تنهایی ت خیلی بیشتر علاقه مند شدی و یه مامان مهلبون هم برای عروسکات هستی و بهترین عروسکات کچل و طلا هستن که هیچوقت جدا نمی کنی از خودتبوسمحبت

فصل پاییز هم از راه رسیده و مثل دو سال قبل از حالا در تدارک و فکر جشن تولدت هستمممممم و بهتر از سال های قبل برگزار بشه و بیشتر به عزیزکم خوش بگذره و خاطره خوش بمونه...

و حالاااااااا یه خبر خیلی خیلی خوشششششش

سام کوچولوی عزیزمون متولد شد و مث یه فرشته ی کوچولو

ادرینا جونم خیلی سام کوچولو رو دوس داری و به من میگی برام سام بیار که خونه خودمون بمونه.

بریم عسک بازی..............

 

 

 

 

اینم سام جیگرموووووووووووون و جشن 10 روزگی ش

 

تولد بابایی مهربووووووووووووون

امیر کبیرااااااان

 

 

 

خوشگلاسیون دخمل قرتی

جشن روز اول مهر و حیات مهد خاطره

 

اینم یه سری از مسافرت ها و گردش های تابستون

به امید دیداااااااااااااااااااربای بای
 


 





موضوع :
جمعه 25 مهر 1393 |

سلاااااااااااااااام عشق خوشکلممممممممممممم

بالاخره اومدمممممممممممممم

دلمممممممم برای وبلاگت یه عالمممممممم تنگ شده ولی متاسفانه فرصتش رو ندارم

تو این چند ماهه کلی گرفتار بودم اولش که مراحل جیششششششش رو به سختی بشت سر گذاشتیم و بعد هم درگیر عوض کردن خونمون بودیم و بالاخره بعد دو سال سختی رفتیم خونه خودمون و خیالمون راحت شدددددددددددد

گل دخترم تا 8 روز دیگه سی ماهگی ش تموم میشه و یه خانوممممم شده و همدم مامانی تو همه روزای زندگی.............

یه خبر خوووووووووووووووووووووووب

.

.

.

.

.

خاله سحر و عمو مجید به امید خدااااااااااااا تا کمتر از دو ماه دیگه مایی خوشگلشونو در اغوش میگیرن و امروز اومدیم تا اتاق مانی کوچولو رو بچینیم بعدش برات عکس اتاقشو میذارم

خیلی شوق دیدنش رو دارممممممم و یه کم هم نگران عکس العمل تو رو هم دارم امیدوارم که همبازی خوبی برای هم باشین و دوستای خووووووووووووب....

از بسسسسسسسس دیر میام همه چی فراموشم میشه ولی مامان عاشققققققققققق عکست الان برات کلی عکس داره.

 

 

 

 

 

 

 

 

اردیبهشت ماه با سما و سبنتا و مامان و باباش رفتیم نیاسر و گلاب گیری کاشان و خیلی هم خوشششششش گذشت.

 

 

الین و ادرینا مشغووووول کیک بازیخوشمزه

 

 

دخملی وقتی ارایش میکنه لباش این شکلی میشهمحبت

 

 

عسل مامانییییییییی همه جوره خوشگلههههههههههههههه

 

شهرک سینمایی....

 

گل خانووووووووم اوازه خووووون به محض بیدار شدن از خواب

 

 

 

 

حیاط خونمون و تفریح هر روزت

 

 

 

 

 

 

سفر انزلی و خلخال که بسیااااااااااااااااااااار عالی و خاطره انگیز بود در کنار دیانا و سبهر و سبنتاااا و مامان و باباهای گلشوووون

 

به امید اومدن هر چههههه زودتر

عاشقتممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممحبتمحبت

 

 

 


 





موضوع :
دوشنبه 30 تير 1393 |

سلاممممممممممم بعد از یه مدت طولانی

خیلی روزا دلم هوای وبلاگتو میکنه که مثل گذشته بیام و لحظه لحظه ت رو بنویسم اما متاسفانه هنوز نت نداریم خونمون و هر وقت بخوام نمیتونم بیام

امروز اخرای ماه فروردین سال 93 هستش و سال هم در کنار عزیزای دلم نو شد با یه عالمه خاطره های خوب

حرف خیلیییییی دارم اما یادم نیسسسس عکساتو میذارم و میگم برات

فقط در حال انجام گرفتن از بوشک هستم ولی هیچ علاقه ای نداری فقط روز اول همکاری کردی الان دیگهه بوشکت نمی کنم تا بالاخره یاد بگیریقلب

 


سرگرمی روزا تو خونه همهرو دور هم جمع می کنی و مشغول بازی میشی

 

 

 

 

سال قبل اصلا برف بازی دوس نداشتی اما امسال عاشق برف شدی و کلی برف بازی کردی و تو برفا غلت میزدی

 

 

 

 

تو شخصیت های کارتن عاشق باب اسفنجی هستی

نزدیک عید که رفته بودیم هایپر برای خرید کنار مجموعه بازی سفره هفت سین گذاشته بودند و باب اسفنجی هم مث همیشه اونجا بود و ازش خواهش کردیم که کنار هفت سین با تو و پدر عکس بندازه

 

 

 

 

شب چهارشنبه سوری و اتیش بازی البته بی خطر

سه چرخه رو هم مامان جون شب چهارشنبه سوری بهت عیدی داد

 

 

 

سفره هفت سین امسالمون و دخمل گلم دقایقی قبل از سال تحویل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکسای سفرهای نوروزمووووون

چند روز اول رفتیم انتالیا و از دهم فروردین تا پانزدهم هم تبریز و هر دو سفر واقعااااااااا عالی بود و خوش گذشت و یه عالمکه هم لباس خوشگل خریدم برااات البته برای سال بعدت برای امسال خیبلی خرید کرده بودم برات

 

 

چند روز پیش یه کم حالم خوب نبود  و طبق هر روز نتونستم باهاتون بیام بیرون تو هم با بابا رفتی و بعد از اومدن این شاخه گل خوشگل رو بهم دادی و بهم گفتی دوستت داررم به سفارش پدرماچقلب

 

 

تعطیلات اخر هفته و تهران گردی

 

 

 

عروسی دیشب با دیانا و سپهر

 

 


به امید اینکههههههه زود به زود بیام

عاشقتمممممممممممممممممممممممممممقلب


 





موضوع :
شنبه 23 فروردين 1393 |

فرشته ی خوشگلمممممممم سلام

طبق قولم اومدم عکسای تولدت رو بذارم

جشن تولد گلدونه ی مامان و بابا 20 دی تو خانه ی بازی رویای کوچولوها بود.

اولین جشن تولدی بود که اینهمه به تو و همه ی دوستات خوش گذشت

همتون حسابی بازی کردین و کیففففففففففففف

مامان و باباها هم با خیال راحت نانای نای کردنچشمک

به خاطر اینکه همش مشغول شیطونی و بازی بودی و خسته شدی خیلی عکسات خوب نشد قبلش هم رفتیم اتلیه و از عکس و لباس عوض کردن کلافه شدی ولی در کل جشن تولد امسالت هم برای هممون خاطره خوبی رو به جا گذاشت.

الهی همیشه تنت ساااااااااالم باشه و برامون شیطونی کنی و بخندی.

راستی امروز برای اولین بار با بابایی بردیمت سینما برقا که خاموش شد گفتی برقا رو روشن کنید و هی میگفتی سیننا دوس ندارم ولی تا اخر فیلم باهامون همکاری کردی

قربوووووووووووووووووووونت برم منننننننننننماچماچ

 

 

 

 

 

 

 

 

 






موضوع :
يکشنبه 29 دی 1392 |

گل دختری مامان سلام

2 سالگی ت مبارک عشق مامان دختر نازنینمممممممممم

امروز یازده روزه جیگر مامانی 2 ساله شده قربونش برم من

روز تولدت کنار خاله جونی و مامان جونی و بابایی یه جشن کوچولو گرفتیم و انشالا فردا جشن تولدت در کنار همه دوستا و فامیل هامون هست که قراره خیلی بهمون خوش بگذره

تم تولدت که فقط در حد لباس و کیک هست بابانوئل هست چون مامانی هنر بیشتری ندارهنیشخند


دفعه بعد با کلی عکس خوشگللللللل از تولدت میام بوووووووووس

 


شب یلدا کنار بابایی مهربون

 

 

8 دی

 

 


 







موضوع :
پنجشنبه 19 دی 1392 |

عسل مامانی با یه عالمه دل تنگی و بوووس سلاممممممم

خانوم طلای مامان تا چند روز دیگه 2 ساله و میشه با کلی خاطره های خوب و شیرین مخصوصا برای مامان و بابا

خدا رو شکر به خاطر فرشته ی مهربون و گل

چند روزه که در حال تدارک برای جشن تولدت هستم عزیزم ایشالا 20 دی ماه که بعد محرم و صفر هست برات تولد میگیریم و البته یه تولد هم 4 بهمن با دوستای دی ماهی گلت داریم.

این چند وقت نتونستم برات عکس بگذارم الان چندین تا از عکسای خوشگلت رو میذارم/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 







موضوع :
يکشنبه 17 آذر 1392 |

سلام نفس مامانی 

انقدر دیر به دیر  میامم و مینویسم برات نمیدونم چی بنویسم و چی بگم

خدا رو شکر خوبی و شیطنت هات هم چنان ادامه داره عزیز دلم

الانم تو فصل پاییز هستیم و هوا هم کم کم داره سرد میشه

چند روز پیش با بابا جون رفتیم خرید و برات یه پالتو و بوت نمز یعنی قرمز خریدیم و همش دوس داری تو خونه بوت هات رو بپوشی

دوست دارم  گل خوشگلم

دفعه بعد با یه عالمههههه عکسای خوشملت میام

بووووووس

 

 





موضوع :
جمعه 10 آبان 1392 |

سلام عزیز دل مامان

خوشگل مهربونم فردا 21 ماهه میشی و خانوم تر و جیگر تر

دلم برای تک تک این روزهات و دخترونگی هات تنگ میشه

برای قهر و ناز کردن هات

شیرین زبونی هات همه و همهههههههههه

یه هفته س که رفتیم خونه ی جدیدمون و دخملم اتاقش رو خیلی دوس داره و هر وقت مامان جون میاد خونمون فقط باید تو اتاقت باشه و باهات بازی کنه

تابستون هم تموم شد و وارد پائیز شدیم و هوا هم کم کم داره سرد میشه

3 ماه تا 2 سالگی ت و تولدت مونده اما کم کم دارم برای جشن تولدت برنامه ریزی میکنم

بوووووووووووووس واسه دخملی خوشگلمممممممممممممم







موضوع :
يکشنبه 7 مهر 1392 |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 8 صفحه بعد